يكي از بحثهاي گرم اين روزها، مثل همه بهار و تابستونهاي ديگه، مسئله حجاب و پوشش خانومهاست. شايد خيليها فكر كنن كه ايران در بين كشورهاي اسلامي، با حجابترين زنان رو داره، اما جالبه بدونين كه برخلاف اينگونه تصورات، ايران تنها كشور اسلاميه كه حجاب در بين بانوانش سير نزولي داره و هر روز بر تعداد خانومهاي فراري از حجاب افزوده ميشه.
در خيلي از كشورهاي اسلامي و نيمه اسلامي، ما شاهد مرزبندي واضح «با حجاب» و «بيحجاب» هستيم، اما ايران تنها كشوريه كه ما در اون مرز بين اين دو، بنام «بدحجاب» رو هم داريم! و اينها به نظر من همش بخاطر اشتباه حاكمان ما در برخورد با مسئله حجاب هست. به گونهاي كه امروز حجاب همچون ساير تعليمات ديني منسوب به كوتهفكران سنّتمآب شده و همه در حال مبارزه با اون هستن. در حاليكه نفس حجاب اسلامي بسيار نيكوست. و البته با حجابي كه امروز در جامعه ترويج ميشه بسيار فاصله داره.
بد نيست حاكمان ما از خودشون بپرسن كه چه فرقي ميكنه كه مانتوي دختران يه چارك بالاتر باشه يا پائينتر؟! مگه شلواري كه تو پاشونه پوشش به حساب نمياد؟! كي گفته زن بايد حتماً چادر بزاره؟! مگه روسري و مقنعه پوشش نيستن؟!
چرا زنها حق نداشته باشن رنگهاي روشن بپوشن؟! كي گفته مانتو حتماً بايد رنگ تيره باشه؟!
اينا به نظر من همش تفسيرهاي غلطيه كه از مسئله حجاب ميشه، و بعد هم با زور قانون به خورد جامعه داده ميشه.
اصلاً چرا بايد تر و خشك با هم بسوزن؟! اون بي ديني كه هيچ چيز رو قبول نداره، يا اون دينداري كه در دينش صحبتي از اجبار در حجاب نشده، چرا بايد تن به اين پوششها بده؟! چرا به اون خانوم مسيحي كه از اروپا به ايران سفر كرده تا تخت جمشيد رو ببينه و از روسري بدش مياد، رحم نميكنيم؟!
كدوم مرد باشرفي با ديدن موهاي يه دختر شهوتي ميشه؟! آيا اينقدر تعداد مردهاي باغيرت ايراني كمه؟! چرا ارزش مردها رو تا پستترين پستيها پائين ميكشيد و به اين بهونه زن رو به اسارت ميكشيد؟!... اگر به خلق رحم نميكنيد به خدا رحم كنيد، چه ميكنيد با دينش؟!...