يه رشتيه ...
يه لُره ...
يه كردِ ...
يه تهرانيه ...
يه اصفهونيه ...
يه قزوينيه ...
يه تركه ...
يه ...
اينقدر از اين جُكها شنيدهايم كه كمكم باورمان شده كه اين قوميتها صاحب اين صفاتند. تا آنجا كه بسياري از قوميتها هم اينگونه جُكها برايشان عادي شده و كمتر از اوائل به آنها حساسيّت نشان ميدهند! يا شايد هم از غيرتي شدن و بحث كردن در اين باره خسته شدند!
اين «باور» تا آنجا پيش رفت كه حتّي به روزنامههاي رسمي كشور هم كشيده شد و در روزنامه «ايران» رسماً به يكي از قوميتهاي اصيل ايراني توهين شد. البته به نظر ميرسد كه منظور اصلي نويسنده و كاريكاتور غير از اين بوده باشد، و اين اشتباه از همان باوري كه در سطح عمومي جامعه وجود دارد، شكل گرفته باشد، اما با اين حال اشتباه، اشتباه است. و بروز اعتراضاتي كه شاهدش هستيم، براي كمرنگ كردن اينگونه باورهاي غلط اجتماعي به نظر من، مفيد است، البته تا جايي كه حد و مرز داشته باشد و از آن سوءاستفاده نشود.
چه لذّتي است در اين دستانداختنها، به سخره گرفتنها، توهين كردنها و... آيا نتيجه تمدّن چند هزارساله ما بايد اين باشد؟ واقعاً راه ديگري براي خنديدن و لذّت بردن وجود ندارد؟ آيا از عواقب اينگونه حركتها باخبريم؟ آيا دوست داريم روزي ايرانمان را تكّه تكّه ببينيم؟ يا در جهان سرافكنده باشيم كه تاب يكديگر را نميآوريم؟ آيا وقت آن نرسيده كه در رفتارها و گفتارهايمان بازبيني كنيم؟
واقعاً اين حركتهايمان شرمآور نيست؟ پس چرا خجالت نميكشيم؟!
واقعاً کاش همه مثل شما به اینجور قضایا نگاه می کردن.دیگه کسی به خودش جرئت نمی داد به یک هم نوع توهین بکنه. چطور می تونیم دم از تمدن چند هزار ساله بزنیم در حالی که نمی تونیم یک هم نوع رو بین خودمون تحمل کنیم؟فرهاد عظیم نژاد