امروز میخواهم گوشهای از زندگیم را بیان کنم که مدّتی است آغاز شده است ولی تاکنون جرئت نداشتم که اعلامش کنم و یا شاید به آن ایمان نرسیده بودم که این کار درست باشد و میترسیدم که قدم در مسیر اشتباهی گذاشته باشم. اما امروز با تمام وجود به این کار ایمان دارم و افتخار میکنم که این مسیر را برای ادامه زندگیم انتخاب کردهام.
آقایان، خانمها!
باید با افتخار به اطلاع شما برسانم که من، صادق جم، یک گلدكوئستی هستم!
برای آن دسته از دوستانی که شاید تابحال نام گلدکوئست را نشنیده باشند، بایستی عرض کنم که Gold Quest نام شرکتی است در هنگکنگ که یکی از اعضای Quest International بحساب میآید و به ضرب و تجارت سکههای کلکسیونری میپردازد. این شرکت محصولاتش را در 120 کشور جهان از طریق Network Marketing بفروش میرساند و هدفش از این کار رساندن مستقیم محصولات از کارخانه به دست مشتری و حذف واسطههاست. در این سیستم، مشتریان شرکت، خود به ویزیتورهای شرکت تبدیل میشوند و حتی از این شرکت بابت کارشان پورسانت هم میگیرند که مبلغ قابل توجهی میباشد.
از آنجائیکه هدف من در اینجا معرفی سیستم یا دفاع از سیستم نیست، لذا به علاقمندان پیشنهاد میکنم که برای کسب اطلاعات بیشتر به سایتها و وبلاگهایی که در این زمینه هستند مراجعه نمایند.
اما آنچه که مرا به نوشتن این مطلب واداشت، برخورد غیرمنطقی و غیراصولی نظام جمهوری اسلامی ایران با پدیده Network Marketing میباشد. حتماً شنیدهاید که مجلس شورای اسلامی طرحی را جهت ممنوعیت تجارتهایی از این دست و بویژه گلدکوئست، در دست بررسی دارد. البته شاید تصور کنید که چون خودم عضو این مجموعه هستم، لذا از عاقبت این کار ضرر خواهم کرد و به همین دلیل هم دست به نوشتن این مطلب بردهام! ولی باید عنوان کنم که به هیچوجه چنین نیست. چون ایمان دارم که ایران چنین کاری نخواهد کرد، چرا که این شرکت یکی از اعضای WTO است و ایران اگر بخواهد که عضو این اتحادیه شود بایستی با چنین شرکتهایی و به طور کلی با بازاریابی شبکهای کنار بیاید. حتی اگر هم کنار نیاید، باز هم تصوّر نمیکنم بتواند کار زیادی از پیش ببرد.
هدف من از نوشتن این مطلب بیان تجربیات شخصی خودم درباره این سیستم است. سیستمی که رسانههای جمعی ایران بیرحمانه و یکطرفه به مبارزه با آن رفتهاند.
روز اولی که گلدکوئست به من معرفی شد، تصور میکردم که اگر این سیستم، کلاهبرداری نباشد، تنها فایدهاش راهی برای پولدار شدن است. اما بعداً که وارد سیستم شدم و کار در این مجموعه را شروع کردم، فهمیدم که این تنها جنبه مادی مجموعه است و جنبههای معنوی این سیستم به نظر من بسیار فراتر و مفیدتر هستند. با جرأت میتوانم بگویم که آن صمیمیت، صداقت و حمایتی را که در این مجموعه یافتم، تاکنون در هیچکجا ندیدهام. آنچه در این مجموعه یافتم، به نوعی همان اتوپیا یا جامعه آرمانی همه آدمیان است.
و البته شاید چنین مفاهیم مثبتی از آن جهت شکل گرفته باشد که موفقیت هر فرد به موفقیت همه افراد دیگر مجموعه گره خورده است و به اصطلاح مفهوم برندهـبرنده در آن به اجرا گذاشته شده است. اما به نظر من هیچ اشکالی ندارد که آدمها هرچند برای خودشان هم که شده، با هم صمیمی و صادق باشند و همدیگر را برای رسیدن به آرمانهایشان یاری کنند.
غیر از این جنبه مثبت اجتماعی، این سیستم جنبههای مثبت فردی فراوانی هم دارد. بدون شک با ورود به این سیستم، دیدِ من از زندگی و اهدافم تغییر کرده است. من دیگر آن آدمی نیستم که نمیدانم چه میخواهم بکنم، امروز من برنامهای مشخص و روشنی دارم که گام به گام با آن به جلو میروم و پله پله به هدفهای تعیین شدهام دست مییابم. این مسئله نه فقط در سیستم گلدکوئست که در تمام قسمتهای زندگیم توسعه یافته است و همه سلولهای وجودم را در برگرفته است. اکنون من مفهوم اصطلاح «وقت طلاست» را با تمام وجود احساس میکنم و تمام سعیام را میکنم تا ثانیهای از وقتم را هدر ندهم. و این تغییر ذهنیت را مدیون آموزشهای گلدکوئست هستم. حتی اگر به فرض محال در این سیستم موفق هم نشوم (که به نظر من کاملاً غیرممکن است. گرچه اگر هم چنین شود تقصیر با خودم خواهد بود، نه با Network Marketing) باز هم آنچه از گلدکوئست فراگرفتهام، ارزشش بسی بیشتر از مبلغی است که بابت خرید یک سکه پرداختهام.
حرف و حدیث درباره بازاریابی شبکهای و گلدکوئست زیاد است، من نمیخواهم وارد آنها شوم، بطور کلی به نظر من گلدکوئست، یک تجارت انسانساز است و من افتخار میکنم که یک گلدكوئستی هستم.
ba ejazat in matlabet ra mizaram to weblogam
rasti 1 soal?
chetor in setareha ra gozashti kenar link hayat ke neshan mide sitei update shode ya naa???/